تبليغاتX
حدیث عشق

حدیث عشق

عرفانی عاشقانه

من خسته ام عزیز

آنقدر خسته ، که می خواهم در همین سطرها بخواب روم

. و خواب ِ خوبِ تورا واژه به واژه و سطر به سطر بنویسم..

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 مهر1390ساعت 11:25 بعد از ظهر  توسط عاشق دلشکسته  | 

بهترینی


به خاطره دلت که دریاست

چشایی که تموم دنیاست

همیشه  از خودت گذشتی

به خاطر همین که هستی

دوست دارم  دوست دارم

تو واسه من نفسی

نیست مثه توکسی 

یه ستاره توی زمینی

توپاک و مهربونی  

همین که هستی

بهترینی بهترینی بهترینی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 مهر1390ساعت 10:6 بعد از ظهر  توسط عاشق دلشکسته  | 

خواهرم  ای دختر  ایران  زمین            یک نظر عکس شهیدان را ببین

در خیابان  چهره  آرایش  مکن            از جوانان سلب آسایش مکن

خواهر من این لباس تنگ چیست        پوشش چسبان رنگارنگ چیست

پوشش  زهرا  و زینب بهترین             بر تو ای محبوبه خواهر آفرین

پیش  نامحرم تو طنازی مکن              با اصول شرع لجبازی مکن

یادت  آید  از  پیام  کربلا                    گاه گاهی شرمت آید از خدا

در جوارش خویش را مهمان نما          با خدا باش و بده دل را صفا

یاد  کن  از  آتش  روز  معاد               طره گیسو را مده بر دست باد

زلف را از روسری بیرون مریز              با حجاب خویش از پستی گریز

در امور خویش سرگردان مشو            نو عروس چشم نا محرم مشو

خواهر من قلب مهدی خسته است      از گناه ماست کو رو بسته است

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 شهریور1390ساعت 10:0 قبل از ظهر  توسط عاشق دلشکسته  | 

به خداي كعبه

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 شهریور1390ساعت 9:49 قبل از ظهر  توسط عاشق دلشکسته  | 

يا علي

ز لیلایی شنیدم یا علی گفت

به مجنونی رسیدم یا علی گفت

 

مگر این وادی دارالجنون است

که هر دیوانه دیدم یا علی گفت

 

نسیمی غنچه ای را باز میکرد

به گوشش غنچه کم کم یا علی گفت

 

چمن با ریزش باران رحمت

 دعایی کرد و او هم یا علی گفت

 

یقین پروردگار آفرینش

به موجودات عالم یا علی گفت

 

خمیر خاک آدم را سرشتند

چو برمی خاست آدم یا علی گفت

 

عصا در دست موسی اژدها شد

کلیم آنجا مسلم یا علی گفت

 

مسیحا هم دم از اعجاز میزد

زبس بیچاره مریم یا علی گفت

 

محمد در شب معراج برخاست

به قصد قرب اعظم یا علی گفت

 

علی را ضربتی کاری نمیشد

گمانم ابن ملجم یا علی گفت

 

مگر خیبر زجایش کنده میشد

یقین آنجا علی هم یا علی گفت

 

دلا باید که هر دم یا علی گفت

 نه هردم بل دمادم یا علی گفت

التماس دعا


+ نوشته شده در  سه شنبه 1 شهریور1390ساعت 9:47 قبل از ظهر  توسط عاشق دلشکسته  | 

عشق خدايي

    بهترین باشیم تا بهترین هدیه ها را از خدا بگیریم

 

    عشق واقعی جلوه ای از تمام زیبایی های عالمه 

                 نوری ماورای تمام نورهای زمینی 

                حسی ماورا تمام حس های زمینی

یه عاشق واقعی ظاهربین نیست بلکه درونگرا و واقع بینه

تمام هستی با عشق ساخته شده و این عشق اینقدر نابه

           که در همه آفریده ها به خوبی جلوه میکنه

  حتی یه سوسک چندش آور که ظاهرا بده ولی در باطن

      تمام هستی و عشق ناب یه مخلوق بودن را دنبال

   خودش یدک میکشه و اگر با چشم دل بهش نگاه کنی

     میفهمی چقققققققققققققدر لطافت و زیبایی داره

این خصلت بعضی از انسانهاست که همه چیز و همه کس

     را بر طبق شرایط و بعضی رفتار ها محاکمه میکنند

                                           ولی

  لطافت یه عشق واقعی را من به یه گلبرگ گل رز قرمز

  تشبیه میکنم که در اوج زیبایی مملو از حرارت و لطافت

   و ظرافته ، که این حس بزرگیه خدا را فریااااااااد میزنه

       عشق واقعی اینقدر ارزشمنده که تمام بدی های

                        دنیا نمیتونند از بینش ببرند

                 چون سر منشا این عشق خداست

 و بر میگره به این جمله که همیشه گفتم و خواهم گفت

 

        عشق جلوه ای از عظمت خداست که قسمت

                  کوچکی از اون را توسط یه عشق

                    زمینی به بنده اش هدیه میکنه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 خرداد1390ساعت 11:13 قبل از ظهر  توسط عاشق دلشکسته  | 

فاطمه فاطمه است

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 خرداد1390ساعت 8:27 قبل از ظهر  توسط عاشق دلشکسته  | 

تقديم به همسر مهربانم

یادت در ذهنم

و عشقت در قلبم

و عطر مهربانیت در تمام وجودم است

عزیزم محبت را در پاکی نگاهت

 و صداقت را در وجود مهربانت معنی کردم

"وبدان که زیباترین لحظه هایم در کنار تو بودن است ..."

 

تقدیم به همسر مهربانم
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 اردیبهشت1390ساعت 3:6 بعد از ظهر  توسط عاشق دلشکسته  | 

جدایی عشق

غروبم مرگ رو دوشم ،  طلوعم کن تو می تونی / تموم از سایه می پوشم ، شروعم کن تو می تونی ** شدم خورشید غرق خون ، میون مغرب دریا / منو با چشمای بازت ، ببر تا مشرق رویا ** دلم با هر تپش با هر ، شکستن تا نمی فهمه / که هر اندازه خوبه عشق ، همون اندازه بی رحمه ** چه راه هایی رفتم تا ، بفهمم جز تو راهی نیست / خلاصم کن از عشق هایی که گاهی هست و گاهی نیست ** تو خوب سوختن رو می شناسی ، سکوتو از من بهتر / من آتیشم یه کاری کن ، نمونم زیر خاکستر ** می خوام مثله همون روزا ، که بارون بود ابری شم / دوباره تو حریر تو ، مثله چشمات لبریز شم ** دلم با هر تپش با هر ، شکستن تا نمی فهمه / که هر اندازه خوبه عشق ، همون اندازه بی رحمه ** چه راه هایی رفتم تا ، بفهمم جز تو راهی نیست / خلاصم کن از عشق هایی که گاهی هست و گاهی نیست ....

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 اردیبهشت1390ساعت 10:59 قبل از ظهر  توسط عاشق دلشکسته  | 

هنر دهم

روز معلم مبارک

همه برایم دست تکان دادند........

اما کم بودند دستانی که تکانم دادند !

به حرمت تاثیری که بر همه ی فرزندان

سرزمینت داشته و داری . هفته ات از امروز تا همیشه مبارک.

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 اردیبهشت1390ساعت 12:9 بعد از ظهر  توسط عاشق دلشکسته  | 

معلم

بوسه میزنم بر دست هایت که آیینه تلاش روزگارند
ای سازنده ترین نقش هستی در قاموس آفرینش

روزت مبارک معلم عزیزم
+ نوشته شده در  دوشنبه 12 اردیبهشت1390ساعت 12:6 بعد از ظهر  توسط عاشق دلشکسته  | 

عشق دور باد!


  

             دست عشق از دامن دل دور باد!
                        می توان آیا به دل دستور داد؟

                               می توان آیا به دریا حکم کرد
                                        که دلت را یادی از ساحل مباد؟
                                               موج را آیا توان فرمود: ایست!
                                                        باد را فرمود: باید ایستاد؟

                                            آنکه دستور زبان عشق را
                                     بی گذاره در نهاد ما نهاد

                            خوب می دانست تیغ تیز را
                در کف مستی نمی بایست داد

 


+ نوشته شده در  سه شنبه 6 اردیبهشت1390ساعت 9:42 قبل از ظهر  توسط عاشق دلشکسته  | 

ضریح گمشده

عشق من پائیز آمد مثل پار

باز هم، ما باز ماندیم از بهار

احتراق لاله را دیدیم ما

گل دمید و خون نجوشیدیم ما

باید از فقدان گل خونجوش بود

در فراق یاس، مشكی پوش بود

یاس بوی مهربانی می‌دهد

عطر دوران جوانی می‌دهد

یاس‌ها یادآور پروانه‌اند

یاس‌ها پیغمبران خانه‌اند

یاس ما را رو به پاكی می‌برد

رو به عشقی اشتراكی می‌برد

یاس در هر جا نوید آشتی ست

یاس دامان سپید آشتی ست

در شبان ما كه شد خورشید؟ یاس!

بر لبان ما كه می‌خندید؟ یاس!

یاس یك شب را گل ایوان ماست

یاس تنها یك سحر مهمان ماست

بعد روی صبح پرپر می‌شود

راهی شب‌های دیگر می‌شود

یاس مثل عطر پاك نیت است

یاس استنشاق معصومیت است

یاس را آیینه‌ها رو كرده‌اند

یاس را پیغمبران بو كرده‌اند

یاس بوی حوض كوثر می‌دهد

عطر اخلاق پیمبر می‌دهد

حضرت زهرا دلش از یاس بود

دانه‌های اشكش از الماس بود

داغ عطر یاس زهرا زیر ماه

می‌چكانید اشك حیدر را به چاه

عشق محزون علی یاس است و بس

چشم او یك چشمه الماس است و بس

اشك می‌ریزد علی مانند رود

بر تن زهرا " گل یاس كبود "

گریه آری گریه چون ابر چمن

بر كبود یاس و سرخ نسترن

گریه كن حیدر! كه مقصد مشكل است

این جدایی از محمد مشكل است

گریه كن زیرا كه دخت آفتاب

بی خبر باید بخوابد در تراب

این دل یاس است و روی یاسمین

این امانت را امین باش ای زمین

گریه كن زیرا كه كوثر خشك شد

زمزم از این ابر ابتر خشك شد

نیمه شب دزدانه باید در مغاك

ریخت بر روی گل خورشید، خاك

یاس خوشبوی محمد داغ دید

صد فدك زخم از گل این باغ دید

مدفن این ناله غیر از چاه نیست

جز تو كس از قبر او آگاه نیست

گریه بر فرق عدالت كن كه فاق

می‌شود از زهر شمشیر نفاق

گریه بر طشت حسن كن تا سحر

كه پر است از لخته ی خون جگر

گریه كن چون ابر بارانی به چاه

بر حسین تشنه لب در قتلگاه

خاندانت را به غارت می‌برند

دخترانت را اسارت می‌برند

گریه بر بی‌دستی احساس كن!

گریه بر طفلان بی عباس كن!

باز كن حیدر! تو شط اشك را

تا نگیرد با خجالت مشك را

گریه كن بر آن یتیمانی كه شام

با تو می‌خوردند در اشك مدام

گریه كن چون گریه ی ابر بهار

گریه كن بر روی گل‌های مزار

مثل نوزادانی كه مادر مرده‌اند

مثل طفلانی كه آتش خورده‌اند

گریه كن در زیر تابوت روان

گریه كن بر نسترن‌های جوان

گریه كن زیرا كه گل‌ها دیده‌اند

یاس‌های مهربان كوچیده‌اند

گریه كن زیرا كه شبنم فانی است

هر گلی در معرض ویرانی است

ما سر خود را اسیری می‌بریم

ما جوانی را به پیری می‌بریم

زیر گورستانی از برگ رزان

من بهاری مرده دارم ای خزان

زخم آن گل بر تن من چاك شد

آن بهار مرده در من خاك شد

ای بهار گریه بار نا امید

ای گل مأیوس من! یاس سپید

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 فروردین1390ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط عاشق دلشکسته  | 

شهادت حضرت زهرا (س)
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 فروردین1390ساعت 10:57 قبل از ظهر  توسط عاشق دلشکسته  | 

بسم رب الشهدا و الصدیقین


یاران چــه غــریبانــه            رفتند از این خانه


هم سوخته شمع او               هم سوخته پروانه



سلام بر تمامی شهدا از صدر اسلام تا کنون
سلام بر شهدای دفاع مقدس
شهدای عزیز دلم گرفته  دوست دارم باهاتون دردو دل کنم ولی نمیدونم از کجا شروع کنم اصلا میدونید چیه جز شرمساری چیزی بر زبانم جاری نمیشه
شاید خیری باشه
شهدا شرمنده ایم که جامعه به فساد کشیده شده
شرمنده ایم که بی حیایی و بی عفتی مایه مباهات شده
شرمنده ایم که ارزش آدمها رو به جیبشون میدونیم
شرمنده ایم که تلاش برای قرب الهی تبدیل شده به تلاش برای کسب سود بیشتر به هر طرق ممکن
شرمنده ایم که امر به معروف و نهی از منکر در میانم مرده
شرمنده ایم که سیدعلی تنها شده
شرمنده ایم که خانواده های شما رو به امان خدا گذاشتیم
شرمنده ایم که شما دیگر جایی بین ما ندارید
شرمنده ایم که ارگان مقدس بسیج را لوث کردیم
شرمنده ایم شرمنده ایم که به مقدساتمان توهین می شود و ما ساکت می نشینیم
شرمنده ایم که جز غصه خوردن کار دیگری بلد نیستیم انجام بدیم
شرمنده ایم که دیدن منکر و گناه برایمان عادی شده
شرمنده ایم که خونتان را پایمال کردیم
شرمنده ایم که جز شرمساری چیز دیگری برای گفتن نداریم
باز هم می گویم :

شرمنده ام شرمنده ام شرمنده ام.

التماس دعا

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 فروردین1390ساعت 10:54 قبل از ظهر  توسط عاشق دلشکسته  |